وحی

انواع وحی در قرآن کریم
1- وحى خداى متعال به زمين‏
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها … يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها* بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها سوره 99 آيه 5
لام به معنى الى است و معنى آيه اين است: تحدث الارض اخبارها بسبب انّ ربك اوحى اليها ان تحدث‏
2- وحى خداى متعال به آسمان‏
ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ … فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها «2» در تفسير آيه دو احتمال است: 1- منظور وحى به اهل سماء باشد 2- منظور وحى به خود سماء باشد
3- وحى خداى متعال به حيوان‏
وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ‏
4- وحى خداى متعال به انسانى كه پيامبر نباشد (وحى مستقيم بدون وساطت پيامبر).
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى‏ إِذْ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّكَ ما يُوحى‏ أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ‏
وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِ‏
5- وحى خداى متعال به انسانى كه پيامبر نباشد (وحى به توسط پيامبر)
وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي‏ (سوره 5 آيه 111).
در تفسير اين آيه گفته شده است منظور وحى به آنان است توسط پيامبران (تفسير شبر).
6- وحى خداى متعال به فرشتگان‏
وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها (سوره 41 آيه 12) بنابراين كه «اهل» در تقدير باشد يعنى: اوحى فى كل السماء الى اهلها من الملائكة الامر الالهى المنسوب الى تلك السماء المتعلق بها (تفسير الميزان)
7- وحى خداى متعال به پيامبر در خواب‏
قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى‏ فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ (سوره 37 آيه 102)
ممكن است اين قسم با قسم يازدهم كه بعد از اين مى‏آيد يكى باشد به كلام علامه طباطبائى كه در آنجا نقل مى‏شود مراجعه كنيد.
8- وحى خداى متعال به پيامبرى به وسيله پيامبر ديگر
وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً (سوره 10 آيه 87)
راغب اصفهانى مى‏نويسد: فوحيه الى موسى بواسطة جبرئيل و وحيه الى هارون بواسطة جبريل و موسى.
9- وحى خداى متعال به انبياء توسط فرشته بدون اينكه فرشته را ببيند
(در روايت از امام باقر (ع) آمده است: «النبّى الذى يرى فى منامه و يسمع الصوت و لا يعاين الملك» (كافى ج 1 ص 176)
در روايت ديگر از حضرت رضا (ع) آمده است: «فالنبى ربما يسمع الكلام و ربما رأى الشخص و لم يسمع» (كافى 1/ 176)
10- وحى خداى متعال به رسل توسط فرشته (كه فرشته را ببينند)
در همان روايت امام باقر (ع) آمده است: «الرسول الذى يسمع الصوت و يرى فى المنام و يعاين الملك».
در قرآن مجيد حدود 80 بار واژه وحى و مشتقات آن به كار برده شده و اكثر اين موارد از همين قسم نهم و دهم مى‏باشد.
11- وحى خداى متعال به پيامبر با بودن حجاب‏
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ‏ (سوره 42 آيه 51)
در اين آيه شريفه تكليم خداى متعال با بشر به سه قسم تقسيم شده است: 1- وحى خداى متعال بدون واسطه حجاب با رسول 2- تكليم خداى متعال با بشر با حجاب 3- تكليم خداى متعال به اين طريق كه فرشته‏اى بفرستد و آن فرشته به بشر وحى كند.
علامه طباطبايى مى‏نويسد: «القسم الثانى وحى مع واسطة هو الحجاب غير ان الواسطة لا يوحى كما فى القسم الثالث و انما يبتدء الوحى مما ورائه لمكان من … و هذا كتكليم موسى عليه السلام فى الطور قال تعالى‏ فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ (سوره 28 آيه 30) و من هذا الباب ما اوحى الى الانبياء فى منا ماتهم» (تفسير الميزان)
12- وحى خداى متعال به پيامبر بدون واسطه و حجاب‏
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏ (سوره 53 آيه 10) در تفسير قمى آمده است: «قال: وحى مشافهة» كه همان بدون حجاب بودن را مى‏رساند.
و با در نظر گرفتن اينكه جبرئيل نتوانست تا پايان راه همراه آن حضرت باشد و گفت:
«لو دنوت انملة لاحترقت» معلوم مى‏شود جبرئيل هم واسطه نبوده است. و آيات مربوط به تكليم خداى متعال با موسى (ع) را نيز مى‏توان از اين قسم شمرد.
قالَ يا مُوسى‏ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي فَخُذْ ما آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ‏ (سوره 7 آيه 144)
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ … (سوره 8 آيه 143)
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً (سوره 4 آيه 164)
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً (سوره 42 آيه 51)
13- وحى فرشته به انسان‏
أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ‏ (سوره 42 آيه 51) اى يوحى ذلك الملك باذن الله ما يشاء الله تعالى‏
قال تعالى: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ‏ (سوره 26 آيه 194) قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ‏ (سوره 2 آيه 97)
و الموحي مع ذلك هو الله سبحانه … (تفسير الميزان)
14- وحى پيامبر به انسانها
أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ‏ (سوره 22 آيه 51) بنابر اينكه منظور از رسول در اين آيه پيامبر باشد نه فرشته ولى علامه طباطبايى اين احتمال را مردود دانسته‏اند و گفته‏اند: «لا يطلق الوحى على تبليغ الناس الوحى» (تفسير الميزان)
15- وحى انسان غير نبى به انسان ديگر
16- وحى جن به جن‏
17- وحى جن به انسان‏
شاهد اين سه قسم اين آيه است: وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً (سوره 6 آيه 112)
18- وحى شيطان به انسان‏
19- وحى شيطان به جن‏
شاهد اين دو قسم اين آيه است: وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ … (سوره 6 آيه 121)
20- وحى انسان به انسان‏هاى ديگر به معنايى غير از آنچه در قسم 14 و 15 منظور است.
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا (سوره 19 آيه 11)
خانم لطفی گزینش احترام رستمی

حروف مقطعه

با نگاهی در سرآغاز سوره‌ها به این نتیجه می‌رسیم که سوره‌ها به ده صورت مختلف شروع گردیده که به طور اجمال به این ترتیب است :1. ستایش خداوند که شامل اثبات صفات مدح برای خدا و تنزیه و مبرا داشتن خدا از صفات نقص است . 2 . حروف مقطعه . 3 ندا 4. جمله های خبریه 5. قسم و سوگند 6. شرط 7. صیغه امر 8. استفهام 9 . دعا 10. تعلیل
قرآن 114 سوره دارد و در 29 سوره ملاحظه مي كنيم كه بعد از«بسم الله الرحمن الرحيم »سوره با حرفي آغاز شده است كه در اصطلاح مفسران آنها را «فواتح السور» يا «حروف نوراني» و يا «حروف مقطعه» مي نامند.
اين حروف مقطعه در ابتداي سوره ها ‏، يك حرفي‏، دو حرفي ‏،سه حرفي‏، چهار حرفي يا پنج حرفي هستند كه به ظاهر معناي روشني ندارند . حروف مقطعه به قرار ذيل است :
الم- الم- المص- الر- الر- الر- المر- الر- الر- كهيعص- طه- طسم- طس- طسم- الم - الم- الم- الم- يس- ص- حم- حم- حمعسق- حم- حم- حم- حم- ق- ن.
اين حروف به ترتيب در اوايل سوره هاي « بقره ‏‏، آل عمران ‏،اعراف‏ ،يونس ‏، هود ‏،يوسف ‏، رعد ‏، ابراهيم ‏، حجر ‏، مريم ‏،طه ‏، شعرا ‏، نمل‏، قصص ‏، عنكبوت ‏، روم لقمان ‏، سجده ‏،يس ‏، ص ‏، مومن ‏، فصلت ‏، شوري ‏، زخرف ‏، دخان ‏، جاثيه ‏، احقاف، ق ‏، قلم» هستند..
از میان ده نوع یاد شده در اینجا، به بررسی نوع دوم که همان حروف مقطعه است می پردازیم .
علت نام مگذاری
از مجموع یکصدو چهارده سوره قران کریم بیست و نه سوره آن با حروفی آغاز می‌شوند که باید جدا جدا و با اسامی عربیخوانده شوند هر چند برخلاف ظاهرشان که به صورت کلمه می‌باشند و چون باید بصورت قطعهقطعه خوانده شوند حروف مقطعه می‌گویند زیرا مقطعه یعنی قطعه قطعه و جدا جدا.

ويژگيهاي حروف مقطعه
حروف مقطعه داراي ويژگيهايي است كه لازم است با آنها آشنا شويم :
1- اين حروف از مختصات قرآن كريم است و در ساير كتابهاي آسماني مانند تورات و انجيل سابقه ندارد.
2- اين حروف اختصاص به سوره هاي مكي يا مدني ندارد؛ زيرا در 27 سوره مكي و در دو سوره مدني آمده است .
3- بيست و نه سوره اي كه داراي حروف مقطعه است به ترتيب ، عبارت است از سوره هاي : بقره ، آل عمران ، اعراف ، يونس ، هود، يوسف ، رعد، ابراهيم ، ابراهيم ، حجر، مريم ، طه ، شعراء، نمل ، قصص ، عنكبوت ، روم ، لقمان ، سجده ، يس ، ص ، مومن (غافر)، فصلت ، شوري ، زخرف ، دخان ، جاثيه ، احقاف ، ق و قلم .
4- حروف مقطعه اوايل سوره ها، برخي يك حرفي است ؛ مانند ص ، ن و ق و برخي دو حرفي ؛ مانند: طس ، يس ، طه و حم و برخي سه حرفي ؛ مانند: الم ، الرا، و طسم و برخي چهار حرفي مانند: المص و المر و برخي پنج حرفي ؛ مانند: كهيعص و حم عسق . پس حروف مقطعه از اين جهت به پنج قسم منقسم است .
5- برخي از حروف مقطعه در شمارش آيات سوره ها، يك آيه سوره محسوب شده غست ؛ مانند الم در سوره هاي بقره ، آل عمران ، عنكبوت ، روم ، لقمان ، سجده ، و المص در سوره اعراف و كهيعص در سوره مريم و طه در سوره طه و طسم در سوره هاي شعراءو قصص و يس در سوره يس و حم در سوره هاي مومن ، فصلت ، زخرف ، دخان ، جاثيه و احقاف .
برخي از حروف مقطعه در شمارش آيات ، دو آيه در طليعه سوره محسوب شده است ؛ مانند: حم عسق در سوره شوري ، و در ساير موارد، جزئي از اولين آيه سوره شمرده شده ؛ مانند: الر در سوره هاي يونس ، هود، يوسف ، ابراهيم ، حجر و المر در سوره رعد و طس در سوره نمل ص در سوره ص و ق در سوره قلم . پس ، از اين جهت حروف مقطعه به سه بخش منقسم است .
6- برخي از اين حروف اصلا تكرار نشده ، مانند ن و ق ؛ بعض ‍ از آنها دوبار تكرار شده ؛ مانند ص كه در سوره ص به طور استقلال ذكر شده و در سوره اعراف جزو المص قرار گرفته ؛ برخي از آنها شش بار تكرار شده ؛ مانند الم و بعضي از آنها هفت بار تكرار شده ؛ مانند حم و آن سوره هاي هفتگانه به حواميم سبعه موسوم است . پس ، از اين جهت حروف مقطعه به چهار بخش منقسم است .
7- حروف مقطعه پس از حذف مكررات آنها 14 حرف است : ا، ح ، ر، س ، ص ، ط، ع ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، ي .
8- در ابتداي همه سوره هايي كه با حروف مقطعه آغاز مي شود به استثناي سوره هاي چهارگانه مريم ، عنكبوت ، روم و قلم واژه كتاب يا قرآن آمده است و در آغاز يا متن آنها سخن از وحي و عظمت قرآن است ، ليكن با بررسي بيشتر معلوم مي شود كه در آن چهار سوره نيز سخن از وحي و رسالت و قرآن مطرح است . در سوره قلم آياتي مانند ما انت بنعمه ربك بمجنون (آيه 2) آمده و در سوره مريم ، قصه بسياري از پيامبران ، مانند يحيي و عيسي (عليهماالسلام ) ذكر شده است . پس محور مطلب سوره مريم نيز نبوت عامه و برخي از نبوتهاي خاصه است ؛ چنانكه عصاره مطالب سوره عنكبوت و روم نيز وحي و نبوت و اعجاز است .
حاصل اين كه ، 29 سوره اي كه حروف مقطعه دارد، از جمله حواميم سبعه و طواسين ، در آغاز يا متن آنها سخن از وحي و نبوت و كتاب است و در نتيجه يكي از مطالب مشترك بين سوره هاي داراي حروف مقطعه ، نبوت و رسالت الهي است .
9- بين حروف مقطعه هر سوره با محتواي آن سوره ارتباط خاصي است .
بر اين اساس ، همه سوره هايي كه با حروف مقطعه همگون آغاز مي شود در خطوط كلي مضامين نيز همگون است ؛ مثلا، هفت سوره اي كه با حم آغاز مي شود (حواميم سبعه ) همه سخن از وحي و رسالت و عظمت قرآن كريم به شيوه خاص و مضمون ويژه دارد. همچنين سوره هايي كه با الم شروع مي شود همه در آغاز خود سخن از نفي ريب از قرآن دارد.
بر همين اساس ، سوره اي كه به تنهايي داراي مجموع حروف مقطعه دو سوره ديگر است ، به تنهايي جامع محتواي آن دو سوره نيز هست ، مانند سوره اعراف كه با المص شروع مي شود و جامع معارف سوره هايي است به با الم و ص شروع مي شود و سوره رعد كه با المر شورع مي شود و جامع معارف سوره هايي است كه با الم و الر افتتاح مي شود.
10- برخي مفسران در بيان ويژگيهاي حروف مقطعه گفته اند: با اين حروف ، پس از حذف مكررات آنها مي توان جمله هايي مانند صراط علي حق نمسكه يا علي صراط حق نمسكه يا علي حق ، نمسك صراط ساخت .
جمله هاي ديگري نيز با اين حروف تاليف يافته كه در كتب علوم قرآني آمده است .
اين ويژگي گرچه لطيف است ، ليكن دليل معتبر آن را تاييد نمي كند؛ افزون بر آن كه ، با اين گونه روشها نمي توان عقايد و مباني ديني را اثبات كرد؛ زيرا شيوه اي است نقدپذير، چنانكه آلوسي مي گويد:
از ظرايف اين است كه شيعيان براي اثبات خلافت حضرت علي (عليه السلام ) از حروف مقطعه ، پس از حذف مكررات آنها، جمله صراط علي حق نمسكه را ساخته اند و اهل نست نيز مي توانند براي تاييد راه خود با همين حروف جملاتي مانند صريح طريقك مع السنه را بسازند؛ يعني ، راه و روش تو در صورت هماهنگي با سنت (برداشت خاص اهل سنت از اسلام ) صحيح است .
ما بايد به گونه اي سخن بگوييم كه نقدپذير نباشد؛ سخني كه پشتوانه معقول يا منقول نداشته باشد با نقد مستدل به نحو نقص يا منع يا معارضه فرو مي ريزد.
11- زمخشري درباره برخي از ويژگيهاي حروف مقطعه مي گويد:
و بدان كه تو هر گاه در حروف مقطعه اي كه خداوند در آغاز سوره ها آورده تامل كني مي بيني آنها نيمي از حروف معجم (14 حرف ) است …
و سوره هايي كه با اين حروف آغاز مي شود، به تعداد حروف معجم (29 حرف ) است و اگر در 14 حرف مقطعه تامل كني مي يابي كه مشتمل بر نصف هر يك از اجناس حروف است …
مراد زمخشري از جمله اخير اين است كه حروف اوصافي دارد؛ مانند: مهموسه ، مجهوره ، شديده ، رخوه ، مطبقه ، منفتحه ، مستعيله ، منخفصه ، قلقله و… هر يك از اينها وصف گروهي از حروف الفباست كه نيمي از حروف هر دسته در ميان حروف مقطعه يافت مي شود؛ مثلا از حروف مهموسه ، نصف آن كه ص ، ك ، ه ، (س و ح است در ميان حروف مقطعه وجود دارد.
گرچه ممكن است هر يك از اين ويژگيها درست باشد، ليكن ضابط جامعي را اثبات نمي كند و اينها از قبيل مناسبات ذكروها بعد الوقوع است.
اعظم پناهی گزینش احترام رستمی

ماه رجب

من بخشنده ی آنم که از من بخشش خواهد :
استغفار مخصوص ماه رجب :استغفر الله و اتوب الیه

ماه رجب

من بخشنده ی آنم که از من بخشش خواهد :
استغفار مخصوص ماه رجب :استغفر الله و اتوب الیه

رحلت رسول اکرم (ص)

مدینه ایمان رسول رحمت را از دست داده است و مکّه توحید، محور وحدت را.
اینک، خدای سبحان، رسول عزت آفرین را به جوار خویش برده و امت در سوگ آن پدر، یتیم شده است.

آری، هر چندرابطه وحی، میان آسمان و زمین، و خدا و بشر قطع شده، ولی حضرت رسول صلی الله علیه و آله همیشه زنده است

در اذانی که مؤذّن فریاد برمی آورد
در تشهدی که نمازگزار می خواند

در نمازی که درپهنه زمین و در ازنای زمان برپا می شود

در جهاد هر رزمنده
در خشوع هر عارف

در تعلّم هر علم آموز
در عدالت گستری هر حاکم

و در مقاوت هر مسلمان.

آیا ایستادگی مسلمانان عصر حاضر در برابر هجوم نظامی سیاسی و فرهنگی استعمار و استکبار، یادآور همان مقاومت های دین مداران صدر اسلام در برابر شکنجه های قریش و محاصره شعب ابی طالب نیست؟ آری، راه، همان راه است و پیام، همان پیام پس محمد صلی الله علیه و آله همواره زنده است.

http://www.ashoora.biz/mazhabi-projects/clock/pishnamayesh/2mahdi/1.jpg